نوآور کیست؟ نیرویی نجات بخش یا بی فایده و هزینه بر؟

نوآور کیست؟ نیرویی نجات بخش یا بی فایده و هزینه بر؟

اگر در کار خود دچار رکود شده اید، دقیقا مطابق نقشه کار می کنید اما همه چیز در حالت سکون قرار گرفته ، استفاده از یک نیروی نوآور شاید برای شما راهگشا باشد.

نوآور کیست؟

شما در کارتان برای هر نقشی فردی را قرار دادید ، مدیرفنی ، مدیر فروش ، مسئول ارتباطات و… شما علاقه مند هستید تا کارها را برون سپاری کنید (کارمند جذب کنید) تا وقت بیشتری برای ایده هایتان داشته باشید (در واقع سرتان خلوت تر شود، کارهای اجرایی را به دیگران بسپارید و بیشتر مشغول کار فکری شوید) ، اما آنچه در این میان رخ می دهد مشغول شدن شما با مدیریت کارمندان و امورات یکنواخت سازمان یا شرکت است ، البته شاید در زمینه نوآوری چندان دارای ذوق و قریحه خاصی هم نباشید! (با عرض احترام!)

نیروی نوآور ، فردی دارای ذوق کارآفرینی و البته باهوش تجاری و درک بالاست که با وارد شدن به شرکت شما به عنوان فردی خارجی ، می تواند زوایایی پنهان از شرکت شما را مشاهده کند و نسخه های کاملا متفاوتی برای شرکت شما بپیچد! فردی که توانایی تحلیل بالایی دارد ، یک آسیب شناس است و البته دارای جسارت بالا برای ارائه ی طرح های جسورانه به مدیریت ارشد شرکت.

ویژگی های نوآور چیست؟

رشته تحصیلی این فرد اهمیت چندانی ندارد ، مهم آن است که به مسائلی همچون فروش ، مدیریت ، آسیب شناسی ، روانشناسی ، ارتباطات ، آمار و حسابداری آگاه باشد و دارای قدرت خلاقیت و تحلیل گری بالایی باشد.

این عضو جدید کسب و کار شما روش های جدیدی برای پیاده سازی اهداف شرکت پیشنهاد می کند ، نظراتی در مورد بهینه سازی روند فروش شرکت می دهد و تلاش می کند بهره وری را بالا ببرد.

مثال فعالیت یک نیروی نوآور

یک شرکت پخش لوازم آرایشی بهداشتی را در نظر بگیرید،  چرخه ی کاری مشخصی در شرکت وجود دارد ، برای تمامی پست ها یک نیروی متخصص است ، محصولات در حال فروش است و چرخه‌ی مالی شرکت در جریان است ، تمامی کارکنان کارشان را با دقت انجام می دهند و نکته ی منفی به چشم نمی خورد ، اما مدیر شرکت مطمئن است که یک جای کار می لنگد!

در نهایت شرکت به این نتیجه می رسد که در این “چرخه ها” گرفتار شده است.

وقتی همه چیز در ظاهر خوب است، اما رشدی مشاهده نمی کنید، احتمالا دریچه ای برای خلاقیت باز نکرده اید

حالا مشکل پیدا می شود ، خلاقیت کم است یا اصلا نیست ، شرکت ما نوآوری ندارد ، رشد مالی ما فقط یک رشد تورمی و فقط در حد جبران کاهش ارزش پول است.

کارکنان یا چندان خلاق نیستند یا آنکه وقتی برای کارهای نوآورانه ندارند.

تفاوتی که یک نیروی نوآور ایجاد می کند

می توان وظیفه خلاقیت و نوآوری را به کارکنان فعلی سپرد تا هر فردی نکاتی که برای پیشرفت لازم می داند را بیان کند ، اما وقتی می خواهیم تمامی این حرفها رنگ و بوی اجرایی به خود بگیرد نیازمند نیرویی تمام وقت و نوآور هستیم ، کسی که مانند یک تحلیلگر وضعیت شرکت را به صورت کامل زیر نظر بگیرد، آسیب شناسی کند و برای فرآیندهایی که دچار رخوت شده اند راه حلی بیندیشد.

در سطوح بزرگتر در کارخانجات بخشی به نام Research and Development یا به اختصار همان R&D وجود دارد ، بخشی که وظایفش انجام کارهای تحقیقاتی و پیشنهاد راهکارهایی برای پیشرفت است.

اگرچه شاید نیرو یا نیروهای نوآور در شرکت ها کارشان دقیقا مانند بخش R&D کارخانجات نباشد ، اما می توانیم حیطه ی وظایف این نیروها را در حوزه تحقیقات، آسیب شناسی کسب و کار ، شناخت موانع و گره های بازرگانی و مالی و همچنین ارائه طرح هایی برای پیشرفت در نظر بگیریم.

این نیرو می تواند در هر کسب و کاری حضور داشته باشد ، اما به کار گیری آن تا حد زیادی به تفکرات مدیریت ارشد آن شرکت بستگی دارد و همچنین توجه کنید استفاده از این نیروها حتما برای حالت هایی که شرکت دچار رکود یا درجا زدن باشد نیست ، یک شرکت می تواند مسیری رو به جلو داشته باشد اما چنین نیروهایی را به کادر خود اضافه کند.

فرزام عارفی
از سال 1384 در زمینه کسب و کارهای مبتنی بر اینترنت، راه اندازی و توسعه فروشگاه ها و استارتاپ های اینترنتی فعالیت دارم ، همچنین مدتی است که مطالعات و فعالیت هایی در زمینه ی راهکارهای موفقیت و پیشرفت و بهینه سازی توانایی های فردی ، اجتماعی و شغلی دارم ، کارشناسی را در رشته ‌ی مهندسی مکانیک و کارشناسی ارشد را در رشته مدیریت بازرگانی (گرایش مدیریت تحول) اخذ نمودم ، امیدوارم بتوانم ذهن تحلیل گر ناشی از مبانی مهندسی را با نگاه احاطه گری که از مدیریت وام‌دار آن هستم به خوبی ترکیب کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *